
چراغ راه
دستت را بلند کردهای؛ هزار سؤال در ذهنت به هم پیچیده است. گلویت بوی بهارهای در راه میدهد. شکوفه دادهای، شکفته ای، قد کشیدهای. بزرگتر از خودت فکر میکنی. روزها را به سرانگشت پرسشگریهایت ورق میزنی و میکاوی، دانش، چراغ راه توست. انتهای جادهای که در آن قدم میزنی، جز سر بلندی کشورت نیست؛ پس محکمتر گام بردار.

برچسب:
نویسنده: کامران حسینیان